از صدای سکوت دلم خسته ام
آحاد به یکدیگر فشرده میگردند.» اما از هجوم افکار و عقاید نمیتوان جلوگیری نمود.»
یعنی رأی بالاترین مرجع اعلام شده است.» روی رنج و بیچارگی کشیدهاند.» آسایش و سعادت بشر جز مهر و صفا راه دیگری دارد.» هنگام عبور از این راه، حتی سایهای از خود به یادگار نمیگذارد.» هرجا آدم هست، آنجا کتاب هم باید باشد.» و بهجای ناله، جای آن را دارد که درصدد دفع آن برآئیم.» یا کتابهای خوب، یا دوستانی که اهل کتاب باشند.» لیکن شاعران و هنرمندان، این مدارج را پروازکنان میپیمایند.» یکی شیطان و دیگری، دروغ» با اعمال خود باعث افتخار پدر و مادر خود شوند.» در دنیای رؤیاها و احلام خود فرو می رویم، طبایع عالی، موسیقی را دوست میدارند لیکن بهتر آن میدانند که از آن بهعنوان وسیله برای دخول در رؤیاهای خویش استفاده کنند.» و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ولی به آواز خواندن خود ادامه میدهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.» مبارزه میکنند، بیمبارزه، زندگی مرگ است.» برای اثبات خدا کافی است.» بداند چگونه فرمانروائی کند.» این مرحلهای است که تیرهبختان و سیاهکاران چون بدانجا رسند درهم آمیخته و در یک کلمه که "شومی" است شریک میشوند، این کلمه بینوایان است.»«آزادی ما از نقطهای شروع می شود که آزادی دیگران پایان مییابد.»
بهمرگ راضی شدن، بهفتح نائل شدن است.»
«تعارف و خوش آمدگوئی، چیزی مانند بوسیدن از روی چادر است.»
«جسد دشمنی را که تشییع میکنی سنگین نیست.»
«خدا فقط آب را آفرید، انسان شراب را.»
«در بینوائی همچنان که در سرما نیز دیده میشود،
«شاید بتوان از هجوم سیلآسای یک ارتش ممانعت کرد،
«فقر و مسکنت ، مردان را بهجنایت و زنان را بهفحشاء سوق میدهد.»
«فکر کردن، شغل ذهن است، خواب دیدن، تفریح آن.»
«گاهی کار فقر و بیچارگی به جائی میرسد که
«وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد،
«همهجا شادمانی قشر نازکی است که
«هیچ چیز مثل بدبختی کودکان را ساکت نمیکند.»
«آنانکه نمیتوانند خود را اداره کنند، ناچار از اطاعت دیگرانند.»
«آینده کودکان بسته بهتربیت پدر و مادر است.»
«ادبیات، راز پنهانی تمدن است، شعر، سرّ مکتوم آمال است.»
«از آن در شگفتم که در سینه دلی دارند و میپندارند که
«از کوچکی میل داشتم بزرگ باشم.»
«امید در زندگانی بشر آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان.»
«انسان در این عالم چون شبح سرگردانی است که
«باید درهای علم به روی همه باز باشد، هرجا مزرعه هست،
«بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را میطلبی.»
«بهترین دوستان من کسانی هستند که پیشانی و ابروهای آنها باز است.»
«خوبیها و بدیهای اجتماع بهدست ما ساخته شده است
«خوشبخت کسی که بهیکی از این دو چیز دسترسی دارد،
«دانشمندان، علماء و بزرگان هرکدام نردبانی برای ترقی دارند،
«دروغ مظهری از شیطان است زیرا شیطان دو نام دارد،
«صالحترین فرزندان آنهایی هستند که
«عذاب وجدان، بدتر از مرگ در بیابان سوزان است.»
«علت این که ما از موسیقی خوشمان میآید این است که
«کینه و تنفر را بهکسانی واگذار کنید که نمیتوانند دوست بدارند.»
«مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظهای مینشیند
«مردم فاقد نیرو نیستند، فقط فاقد ارادهاند.»
«مرگ مهم نیست، خوشبخت نبودن مهمترین چیزها است.»
«مسافرت، بهمنزله هرلحظه مردن و زنده شدن است.»
«من اشخاص زنده را آنهائی میدانم که
«هدف هنر امروز، زندگی است نه زیبائی.»
«یک پرنده کوچک که زیر برگها نغمه سرائی میکند،
Design By : ParsSkin.Com |