سفارش تبلیغ
صبا








از صدای سکوت دلم خسته ام

 

 

written by Mehdi Loghmani

اگر بدانی جایگاهت کجاست ،

 

مرا باور میکنی

 

اگر بدانی چقدر دوستت دارم ،

 

 درد مرا درمان میکنی

 

تو عزیزی برایم ،

 

 تو بی نظیری برایم ،

 

 حرف دلم به تو همین است ،

 

قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم

 

اگر بدانی چقدر عاشقت هستم

 

به این عشق شک میکنی،

 

شاید باور نکنی تا این حد دیوانه وار عاشقت هستم !

 

اما باور کن ،

 

 چشمهایت را باز کن و حال و روز مرا ببین ،

 

این بی قرار ها و لحظه شماری های مرا ببین

 

درون غوغای عشق گم شده ام ،

 

گمشده ای هستم که تنها  تو را میبینم ،

 

و تنها تو میتوانی مرا پیدا کنی

نه ادعای عاشقی دارم و نه شعار میدهم ،

 

ردپای مرا ببین که به کجا میروم!

میروم همان جایی که تو خواهی آمد ،

 

 مینشینم به انتظارت تا تو بیایی ،

 

شاخه گلی را تقدیم به تو میکنم ،

 

تو را می بوسم و نوازش میکنم ،

 

تا تصویر عشق زیباتر شود ،

 

 تا هوای با هم بودن عاشقانه تر شود

 

ما هر دو میدانیم مثل همه بی وفا نیستیم ،

 

ما هر دو میدانیم اهل خیانت و بی وفایی نیستیم

 

ما هر دو میدانیم آمده ایم که به عشق هم زندگی کنیم و با هم بمیریم!

 

شاید این جمله شبیه قصه ها باشد ،

 

شاید این حرفها تنها شعر و شعار باشد ،

 

اما آنچه با ارزش است همان است که در دل من و تو است!

 

همیشه در کنارت میمانم ،

 

 با من هم کنار نیایی باز هم عاشقت میمانم ،

 

 میدانم تو نیز همیشه با من میمانی،

 

تو جایگاه واقعی خودت را میدانی

 

گرچه جایگاهت بالاتر از قلب من است ،

 

اما قلبم تا ابد مال تو است ،

 

بمان و مرا یاری کن ،

 

دلم را از  هر چه غم در این دنیاست خالی کن !

 

اگر بدانی جایگاهت کجاست،

 

به آن اندازه که برایت میمیرم ،

 

 عاشقم میمانی !


نوشته شده در چهارشنبه 90/4/22ساعت 12:31 عصر توسط آیسانقطره های باران طلایی ( ) |



در غم هایم، 

 غصه هایم،  شادی ها و  خنده هایم

 

به یاد تو خواهم بود عزیزم.

 

در غروب دلتنگی ها،

 

 زیر باران،

 

لحظه طلوع سحرگاه به یاد تو خواهم بود.

در کنار دریا،

 

لحظه شکفتن گلها،

 

در هر جای دنیا که باشم به یاد تو خواهم بود.

 

در لحظه دیدار با بهار،

 

 لحظه بوییدن عطر گلها،

 

 لحظه سفر کردن

به آن سوی ابرها به یاد تو خواهم بود .

 

لحظه خوشبختی ام، 

 تنهاییم، 

 

در لحظه پرواز پرستوهای عاشق به یاد تو خواهم بود.

 

تو نیز به یاد من باش ای بهترینم،

 

هر جا که هستی نام مرا در زیر لبانت پیش خود زمزمه کن

 

و یاد و خاطره مرا در قلبت نگه دار.

 

در لحظه شادی هایت چشمانت را بر روی هم بگذار

 

 و پیش خود احساس کن که من در کنار تو هستم.

 

اگر در کنار ساحل دریا رفتی

 

احساس کن من نیز در کنار تو هستم.

 

اگر زیر باران قدم زدی احساس کن

 

با من هستی و با هم در زیر باران قدم میزنیم.

 

اگر روزی خوشبخت شدی

 

به یاد من نیز باش،

 

و بدان که تنها آرزوی من خوشبختی تو بوده است نازنینم.

 

اگر روزی غم و غصه و تنهایی به سراغت آمد

 

بدان که

 

من نیز مانند تو در این سرزمین تنهایی ها غم و غصه  دارم.

 

اگر روزی نماز شکر را به جا می آوردی مرا نیز دعا کن و به یادم باش.

 

خوشبخت باش

 

تا من نیز خوشبخت باشم،

 

 شاد باش

 

تا من نیز با لبخند و شادی زندگی کنم،

 

 امیدوار باش

 

تا من نیز امیدوار باشم

 

و به یاد من باش

 

تا من نیز احساس کنم عاشقم 

 

و خوشبخترین آدم روی زمین می باشم.

 


نوشته شده در پنج شنبه 90/4/2ساعت 4:58 عصر توسط آیسانقطره های باران طلایی ( ) |





Design By : ParsSkin.Com


کد ماوس